درمان افسردگی با رقصیدن
درمان افسردگی با رقصیدن

برای گرمی بیشتر مراسمتان از تشریفات آراز ساقدوش و دنسر های حرفه ای استخدام کنید
و یا برای آموزش رقص زیر نظر مربی با تجربه و کار بلد با ما در تماس باشید
کلاس ها همگی در پلاتو دنس آراز واقه در غرب تهران برگذار می شود
کلاس ها تفکیکی خانم ها و آقایان برگزار می شود
برای هماهنگی با شماره 09124936312 خانم مهربان تماس بگیرید
یک مطالعه نشان داده است که رقصیدن ممکن است یکی از موثرترین راههای درمان افسردگی باشد – حتی موثرتر از دارو.
بررسی تحقیقات منتشر شده که 14000 نفر را پوشش میداد، بررسی کرد و دریافت که ورزش منجر به بهبود متوسطی در علائم افسردگی میشود.
بهترین نتایج در رقص مشاهده شد که در درمان افسردگی نسبت به سایر اشکال ورزش از جمله پیاده روی، آهسته دویدن، تای چی، یوگا و تمرین با وزنه موثرتر بود.
با این حال، محققان خاطرنشان میکنند که اگرچه رقص تأثیر مثبت بیشتری نسبت به سایر مداخلات داشت، «تعداد کم مطالعات و تعداد کم شرکتکنندگان و تعصبات در طرحهای مطالعه، ما را از توصیه قویتر رقص منع میکند.»
اکثر تحقیقات در مورد رقص به عنوان یک مداخله، بر روی زنان جوان انجام شده است، بنابراین ممکن است قابل تعمیم به سایر گروه ها نباشد.
افراد مسن بیشتر از یوگا و ایروبیک سود می برند
در حالی که رقص به طور کلی بهترین نتایج را داشت، اثربخشی سایر اشکال ورزش بر اساس جنس و سن متفاوت بود.
به نظر می رسد در زنان، قدرت و دوچرخه سواری علائم بیشتری را کاهش می دهد، در حالی که در مردان، زمانی که یوگا، تای چی و ورزش های هوازی در کنار روان درمانی انجام می دادند، نتایج بهتری مشاهده می شد.
شرکتکنندگان مسنتر هنگام تجویز یوگا و تمرینات هوازی در کنار رواندرمانی، کاهش علائم را تجربه کردند، در حالی که شرکتکنندگان جوانتر مزایای بیشتری از تمرینات قدرتی دیدند.
نویسندگان می نویسند: “مزایای ورزش با شدت تجویز شده متناسب است و فعالیت شدید بهتر است.”
“مزایا برای دوزهای مختلف هفتگی، برای افراد مبتلا به بیماریهای همزمان مختلف یا سطوح پایه متفاوت افسردگی به یک اندازه موثر بود.”
تقریباً تمام انواع ورزش های ارائه شده در این تحقیق نتایج بهتری نسبت به مهارکننده های بازجذب سروتونین (SSRIs) داشتند که معمولاً برای درمان افسردگی استفاده می شود.
در فهرست مؤثرترین درمانها، درمان شناختی رفتاری (CBT) پس از رقص و پیادهروی یا دویدن در جایگاه سوم قرار گرفت.
ورزش می تواند در راهنمای بالینی گنجانده شود
نویسندگان میگویند که این بررسی هنوز مکانیسمهای روشنی را کشف نکرد، اما روندهای دادهها برای ایجاد فرضیهها مفید بودند.
آنها می گویند: “بعید است که هیچ مکانیسم واحدی و تمام یافته های این بررسی را توضیح دهد.
” در عوض، ما فرض میکنیم که ترکیبی از تعامل اجتماعی، ذهنآگاهی یا پذیرش تجربی، افزایش خودکارآمدی، غوطهور شدن در فضاهای سبز، مکانیسمهای عصبی زیستشناختی و عاطفه مثبت حاد برای ایجاد نتایج ترکیب میشوند.
آنها می افزایند که در حالی که متاآنالیزها دریافته اند که هر یک از این عوامل با کاهش علائم افسردگی مرتبط است، هیچ درمان واحدی همه مکانیسم ها را در بر نمی گیرد:
«برخی ممکن است مستقیماً تمرکز حواس را ترویج کنند (مثلاً یوگا)، اجتماعی تر باشند (مثلاً ورزش گروهی).
در فضاهای سبز (مثلاً پیاده روی) انجام شود، تأثیر مثبت بیشتری ایجاد کند (مثلاً “بالا بودن دونده”)، یا برای سازگاری حاد که ممکن است خودکارآمدی را افزایش دهد (مثلاً قدرت) مساعدتر باشد.
روشهای ورزشی مانند دویدن ممکن است بسیاری از مکانیسمها را برآورده کند، اما بعید است که مستقیماً خودآگاهی ذهنی ارائه شده توسط یوگا و چیگونگ را ارتقا دهند.
پژوهشگران میگویند که
یافتههای آنها از گنجاندن ورزش به عنوان بخشی از دستورالعملهای بالینی برای افسردگی، بهویژه ورزش با شدت شدید حمایت میکند.
آنها می نویسند: “انجام این کار ممکن است به پر کردن شکاف در پوشش درمانی با افزایش دامنه گزینه های خط اول برای بیماران و سیستم های بهداشتی کمک کند.
” آنها همچنین خاطرنشان می کنند که در بسیاری از جاها هنوز ننگی برای جستجوی درمان افسردگی وجود دارد و ورزش ممکن است برای بیماران جذاب باشد زیرا نسبت به سایر گزینه های درمانی انگ کمتری را به همراه دارد.
آنها اضافه می کنند که یکی دیگر از مزایای تجویز ورزش گروهی به عنوان یک درمان این است که “ممکن است جایگزین های نسبتا کم هزینه ای برای بیماران مبتلا به افسردگی و سیستم های بهداشتی فراهم کند.”
آنها می افزایند، پزشکانی که روان درمانی ارائه می دهند ممکن است بخواهند مدتی را برای مقابله با موانع شناختی و رفتاری برای ورزش اختصاص دهند.
به طور مشابه، متخصصان ورزش “ممکن است نیاز به آموزش در مدیریت افسردگی داشته باشند.”