نقش رقص در جامعه انسانی

نقش رقص در جامعه انسانی

 

نقش رقص در جوامع

تنوع-رقص-جوامع

 

برای گرمی بیشتر مراسمتان از تشریفات آراز ساقدوش و دنسر های حرفه ای استخدام کنید 

و یا برای آموزش رقص زیر نظر مربی با تجربه و کار بلد با ما در تماس باشید

کلاس ها همگی در پلاتو دنس آراز واقه در غرب تهران برگذار می شود

کلاس ها تفکیکی خانم ها و آقایان برگزار می شود

برای هماهنگی با شماره 09124936312 خانم مهربان تماس بگیرید

 

به نظر می رسد که رابطه بین رقص و جامعه در انسان شناسی رقص و جامعه شناسی رقص، حوزه ای کنجکاو و کم کاوش است.

کنجکاو است، زیرا خود انسان محصول یک جامعه خاص و یک فرآیند طولانی شکل گیری فردی است.

رقص در میان عبارات چندشکل چنین جامعه ای جایگاه مطلق دارد.

این تمایل دارد که در پس‌زمینه قرار گیرد، به نفع موقعیت خود به عنوان تقویت کننده یا در قالب یک جامعه. اما در عین حال نمادی از اعتبار است.

این ایده پرستیژ باعث ایجاد حسادت در جامعه می شود و به مبارزه بین اصول متضاد دامن می زند.

علاوه بر این، اگرچه ماهیت و عملکرد رقص ممکن است در بسیاری از جوامع انسانی متفاوت باشد، اما این زندگی اجتماعی است که رقص را تولید می کند.

این تنوع پیوسته هم از نفس درون جامعه و هم اقدامات احتمالی که ممکن است در جامعه مربوطه انجام شود، حمایت و همسو می کند.

در این پژوهش سعی شده است نقش متغیر رقص در تاریخ بشر را نشان دهم. تعمیم نقش «سرعت‌های» گوناگونی که انسان استفاده می‌کند و طبیعی بودن ترکیب‌های آنها بسیار دشوار است، زیرا رقص در هر جامعه‌ای به‌عنوان چیزی درونی و شخصی بیان شده است.

 

در چنین جامعه‌ای، رقص از نظر نهادی ناشناخته است

 

حتی اگر اشکال غیر بصری خاصی از آن وجود داشته باشد، مانند ریتم و موسیقی همراه با تأثیرات کاتارتیک و احساسی.

پس از تجزیه و تحلیل بیشتر، یک دوره گذار در چنین جامعه ای نمایشی را نشان می دهد که در آن رقص یک جشنواره اجتماعی را بیان می کند.

این هنر سنتی کارکرد مشخص کردن زمان، نشانه‌گذاری وقایع، تعریف روابط، و بیان باورها، ارزش‌ها و آرمان‌های جامعه را بر عهده دارد.

این کارکرد خود محوری انسان را جبران می کند و جامعه را در کنار هم نگه می دارد.

 

دیدگاه های تاریخی

 

اولین مطالعه کامل در مورد اهمیت رقص به عنوان شریک موسیقی در تخمین فرهنگ بشری توسط هیچ کس دیگری جز افلاطون انجام شد و قلم قدرتمند خود را در اثر بزرگ خود جمهوری به کار گرفت.

افلاطون با تأکید فراوان بر ارزش فرهنگ بدنی به عنوان یک کل، رقص را به عنوان یک دستاورد آموزشی بسیار توسعه یافته برای جوانان در نظر می گیرد.

او رقص یونانی را به دو شکل اصلی تقسیم می‌کند،

رقص دوریک بسیار منضبط و هوشیار، و آنچه او رقص‌های آرام‌تر و بی‌حوصله‌تر می‌نامد که یونی‌ها (یونانیانی که در نزدیکی آسیای صغیر زندگی می‌کردند) به ضیافت‌های خود پایان می‌دادند.

این تمایز را می‌توان به راحتی با فرض اینکه درجه‌بندی و نه از نوع خود، از بین برد.

در واقع، هر آنچه از یونانی ها می دانیم به ما می گوید که این مردم از صمیم قلب اهل موسیقی بودند و هنر بسیار پیشرفته آنها در موسیقی شریک رقص بود.

رومی ها در این موضوع رقص تحت تأثیر یونانیان قرار گرفتند.

در اصل، رقص مذهبی آنها به یک راهپیمایی سبک محدود می شد که در آن رقصندگان به سرنخ هایی دست می زدند یا به شکلی می رقصیدند که ایده آن، به بیان ملایم، تا حدودی باطنی بود.

البته رقص‌های دیگری نیز وجود داشت، مانند رقص معروف پیرهیک، یک سری مانورهای شدید و راهپیمایی با سپر، شمشیر و چماق. مطمئناً به اندازه کافی خشن، برای استفاده نهایی میدانی در نبرد.

رقص منظم سربازان قدیم رنسانس، رقصنده های موریس، بسیار توسعه یافت، اما همچنان با جنگ مرتبط بود.

این‌ها پیراهن‌های سفید و شلوارهای سفید، با ارسی‌های رنگی و کلاهی پر از پر می‌پوشیدند.

 

موسیقی به طور کلی یک پیپ و تابور بود

 

و یک موسیقی رقص خوب، قوی، پر جنب و جوش، با ریتم خوب و محکم بود.

تصور نکنید که به دلیل ساده بودن مراحل، موسیقی لذت بخش، و اثر کلی همجنس گرا بودن، رقص موریس به هر نحوی پیش پا افتاده یا تحقیرآمیز است.

من شاهد رقص‌های عالی موریس در زمان خودم بوده‌ام، و همیشه از اینکه متوجه شدم بهترین رقصنده‌ها در این حرفه بسیار مورد توجه قرار می‌گیرند، خوشحال بودم.

این موریس های خوش تربیت، اگرچه بسیار آموزش دیده، به درستی دارای دودمان بسیار طولانی هستند.

مردم سال هاست که با این نوع موسیقی به این شکل می رقصند.

ترجمه مقاله